انتشارات آریارمنا

انتشارات آریارمنا بر آن است تا کتاب‌های ارزندۀ تألیفی و ترجمه ای پژوهشگران ایرانی یا نیرانی را در زمینه‌های گوناگون ایران‌شناسی همچون باستان‌شناسی، تاریخ، فرهنگ و زبان های باستانی منتشر کند، کتاب‌هایی که برای شناخت تاریخ و فرهنگ گرانسنگ و ورجاوند ایران بسیار ارزشمند هستند. با توجه به پیوندها و ریشه‌های ژرف و عمیق فرهنگی میان ایران و جهانِ بشکوه ایرانی که از سده‌ها بلکه هزاره‌های دور و دراز برجا بوده است و در دهه‌های اخیر تلاش دشمنان بر آن بوده تا این پیوندهای ژرف را بگسلند و ریشه‌های عمیق را با تیشه برکنند، ایران فرهنگی که دل و دین به آن سپرده‌ایم از چشم دست‌اندرکاران انتشارات آریارمنا دور نمانده و چاپ کتاب‌های پژوهشی و ترجمه‌ای ارزنده دربارۀ جهان ایرانی یا ایران فرهنگی از اولویت‌های انتشارات آریارمنا است؛ باشد که از این راه پیوندهایمان پیوسته‌تر و ریشه‌هایمان ژرف‌تر شود. کتاب‌های انتشارات آریارمنا پیشکشی ناچیز است به ایرانیان، ایرانی‌تباران، ایران دوستان و همۀ مردمان جهان ایرانی که ایران و جهان ایرانی را از جان دوست‌تر می‌دارند.

تئودور نلدکه

تئودور نُلدِکه (Theodor Nöldeke) خاورشناس سرشناس آلمانی است. وی در دوم مارس 1836 میلادی در شهر هامبورگ زاده شد. تحصیلات عالی خود را در دانشگاه‌های گوتینگن و برلین گذراند و سپس برای تحصیل به وین پایتخت اتریش و لیدن در جنوب هلند رفت و در 20 سالگی به دکتری مقدماتی‌اش دست یافت. موضوع رسالۀ دکتری او «تاریخ قرآن» بوده که ابتدا آن را به زبان فرانسه نوشت و سپس با افزوده‌های بسیاری به زبان آلمانی ترجمه کرد. تئودور نلدکه، در زبان‌های سامی همچون عربی، سریانی، عبری و آرامی تخصص پیدا کرد و با زبان فارسی نیز به خوبی آشنا شد. وی نزدیک به ۹۵ سال زندگی کرد و در ۲۵ دسامبر ۱۹۳۰ درگذشت.


کتاب تاریخ ایرانیان و عرب‌ها در زمان ساسانیان نوشتۀ نلدکه بخشی از تاریخ ابوجعفر طبری شمرده می‌شود که نلدکه آن را به آلمانی ترجمه کرده و با تعلیقات مفصل به چاپ رسانده است. این کتاب را عباس زریاب خویی به فارسی برگردانده و انجمن آثار ملی آن را چاپ کرده است.

noeldeke_young

در طی این مدت کمتر کتابی درباره ساسانیان نوشته شده است که از کتاب نلدکه بهره نگرفته و به آن ارجاع نکرده باشد. اگرچه در این مدت پژوهش‌های باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، سکه‌شناسی و دین‌شناسی مربوط به دوره ساسانی دامنه بسیار زیادی پیدا کرده است، کتاب نلدکه اصالت و اعتبار خود را همچنان حفظ کرده است چراکه نلدکه به دلیل تبحر بسیار زیادی که در زبان‌های یونانی، لاتینی و سریانی داشت تقریبا آنچه را در این زبان‌ها درباره تاریخ ساسانی نوشته شده است، خوانده و با منابع اسلامی عربی و فارسی تطبیق کرده است، کارنامه‌های شهدای مسیحیت را به زبان سریانی به دقت خوانده، تلمود بابلی را از متن عبری آن مطالعه کرده و آثار نویسندگان ارمنی را از روی ترجمه های اروپایی از نظر گذرانده است. گمان نمی‌رود کسی از خاورشناسان پس از او، این کار را با این دقت و احاطه و وسعت انجام داده باشد.

tarikhe-iranyan-va-arabha

تاریخ ایران و عرب ها در زمان ساسانیان

همچنین نلدکه با هوش سرشار و شم تاریخی و زبان‌شناسی خود، در آنچه تطبیق کرده تقریبا سخن آخر را گفته است جز در مواردی که کتیبه‌ها و مواد تازه پیدا شده، چهره مطالب را کاملا تغییر داده باشد. اساس کتاب نلدکه، قسمتِ ساسانیانِ تاریخ طبری است که مهم‌ترین جستار معتبر و منسجم قدیمی در این موضوع است. نلدکه این قسمت را به آلمانی ترجمه کرده و ملاحظات و تعلیقات خود را در پاورقی‌ها ذکر کرده است و همین پاورقی‌هاست که به‌عنوان مهم‌ترین و اساسی‌ترین تحقیقات درباره ساسانیان شناخته شده است.

تخصص اصلی نلدکه، زبانشناسی زبانهای سامی بود؛ ولی از زبانهای ایران قدیم و فارسی نیز آگاهی عمیق داشت. او زمینه تحقیقات خود را در زبان‌های سامی به‌ویژه عبری و عربی و سریانی قرار داده بود و فقط پیشامدی سبب شد که شاهکار تحقیقاتی حاضر را به وجود آورد. دوست بسیار نزدیک او، دخویه خاورشناس نامی هلندی، درصدد نشر “تاریخ طبری” برآمد و برای این کار از خاورشناسان نامی معاصر خود یاری جست و تصحیح و تحقیق هر قسمتی را از یکی از آنان خواستار شد و از دوست خود نلدکه نیز درخواست کرد که تصحیح قسمتی را به عهده بگیرد. نلدکه تصحیح قسمت ساسانیان را به دوش گرفت و بر طبق روش خود، چنان در این کار به غور و عمق فرو رفت که نتیجه مطالعات و تحقیقات خود را به‌صورت تعلیقاتی بر تاریخ ساسانیان طبری در سال ۱۸۷۹ منتشر ساخت.

Theodor_Nöldeke_-_Orientalische_Studien
کتاب حماسه ملی ایران، دیگر نوشتۀ نلدکه است که دربارۀ شاهنامه فردوسی است و بزرگ علوی آن را به فارسی برگردانده است. سعید نفیسی در مقدمه‌ای که بر آن نگاشته، نقدهایی بر آن داشته است.
تئودور نلدکه خاورشناس آلمانی و از نخستین پژوهشگرانی است که نگاه متفاوت و منتقدانه اش به آثار حماسی و به ویژه بررسی‌ها و مطالعاتش در شاهنامه، دستمایه کار پژوهشگران بعدی در داخل و خارج از ایران قرار گرفت. یکی از آثار ارزشمند و الهام بخش نلدکه در این خصوص، کتاب “حماسه ملی ایران” است.
دیدگاه های مطرح شده در این کتاب، ابتدا در جلد دوم کتابی به نام “اساس زبان شناسی ایران” در سال های ۱۸۹۵-۱۹۰۴ به چاپ رسید و سپس در سال ۱۹۲۰ در قالب یک اثر جداگانه در شهرهای برلن و لایپزیک منتشر شد. پس از آن در سال ۱۹۳۰ باگدانوف – خاور شناس روسی ساکن هند- ترجمه انگلیسی این اثر را تحت عنوان” Iranian national Noldeke’s epic ” منتشر کرد. ترجمه پارسی این اثر در سال ۱۳۰۹، یعنی زمانی که سعید نفیسی کار چاپ و نشر مجله شرق را عهده‌دار شد، بنا به درخواست وی از بزرگ علوی، از زبان آلمانی به پارسی انجام شد و قسمت‌هایی از این کتاب در شماره‌هایی از این نشریه به چاپ رسید. پس از توقف چاپ مجله شرق، سرانجام این کتاب در سال ۱۳۲۷ خورشیدی، با پی‌گیری و توصیه سعید نفیسی توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد.

files_products__9789644673795[w202h300mresizeByMaxSize]

حماسه ملی ایران

هرچند سعید نفیسی در مقدمه مختصر خود بر این کتاب، به پاره‌ای از مشکلات و اشتباهات برداشتی نلدکه با دقت و نکته بینی شایسته ای اشاره کرده است ولی در واقع حماسه ملی ایران از جهات بسیاری اثری است برجسته که همواره مورد توجه و علاقه پژوهشگران و چراغ راه آنان در آشنایی بیشتر با مفاهیم شاهنامه بوده است.

حماسه ملی ایران از سه بخش تشکیل شده است. بخش نخست تحت عنوان “آثار کهنه افسانه‌های حماسی” به بررسی کوتاهی درباره موضوع‌های حماسی ایرانیان و نقاط اشتراک آن ها با متون کتاب‌های مقدسی مانند اوستا و ریگ ودا و نیز بررسی زمینه های مشترک افسانه های حماسی ایرانیان با آثار نویسندگان یونانی می پردازد.
نلدکه در بخش دوم کتاب اشاره ای گذرا به سیر تدوین روایت‌های ملی و آثار حماسی در ایران دارد. آثاری همچون یادگار زریران، کارنامه اردشیر بابکان و … و در همین گذر است که به بیان روند شکل‌گیری و نحوه گردآوری مطالب خدای نامه ها می‌پردازد. همچنین حدس و گمان‌هایی را درباره دلایل شباهت اسامی برخی از شاهان اشکانی با نام‌های پهلوانان شاهنامه مطرح می‌کند.
نلدکه در بخش سوم که مفصل ترین قسمت این کتاب است، به طور ویژه به بررسی برجسته‌ترین اثر حماسی ایران یعنی شاهنامه می‌پردازد. او در این بخش پس از ارائه توضیحاتی درباره زندگی فردوسی، انگیزه وی از سرودن شاهنامه، مذهب و سال تولد و مرگ شاعر حماسه سرای ایران، به بررسی محتوا و ویژگی‌های شاهنامه می‌پردازد و تلاش می‌کند از این رهگذر خواننده را با ذهن و زبان سراینده این اثر بزرگ آشنا کند.
مروری کوتاه بر برخی از داستان‌های شاهنامه، ذکر ویژگی‌های بعضی از پهلوانان نامدار شاهنامه همچون رستم و سهراب و اسفندیار، نقش زنان در شاهنامه و … از موضوعاتی است که نویسنده ضمن بیان آن‌ها تلاش می‌کند تا فردوسی و شاهنامه‌اش را هر چه بیشتر به خواننده‌اش معرفی می‌کند. البته در این میان نلدکه اشتباهاتی هم داشته است که از مهم‌ترین دلایل آن می‌توان به محدودیت منابع، زمان پژوهش، و استناد و اعتماد به برخی از منابع نه چندان معتبر همچون مقدمه شاهنامه بایسنقری اشاره کرد. از جمله این اشتباه‌ها، نسبت دادن منظومه یوسف و زلیخا به فردوسی، موضوع تقدیم شاهنامه به سلطان محمود غزنوی و … می‌باشد که امروز با پژوهش‌ها و مطالعات انجام شده نادرستی آن بر همگان اثبات شده است. از طرفی آشنا نبودن نلدکه با درون‌مایه زبان پارسی و ظرافت‌ها و ریزه‌کاری های آن باعث شده که در برخی قسمت‌ها شاهد خطاهای برداشتی از معنای ابیات توسط نویسنده باشیم که در هر حال وقتی شرایط و زمان نگارش این اثر را به یاد می آوریم، نکات مثبت و نقاط راهنمای کتاب ارزشمند نلدکه در پژوهش‌های شاهنامه شناسی، بیشتر از این خطاها به چشم می‌آید.
آشنایی نلدکه با زبان‌های سامی، عبری، عربی و پارسی باعث شده است که وی در سراسر کتاب به بررسی ساختاری و ریشه شناختی برخی واژگان و نام های موجود در شاهنامه پرداخته و نکات قابل توجهی را در این خصوص مطرح نماید که از این منظر شاید او یکی از نخستین کسانی است که باب چنین پژوهش‌هایی را در شاهنامه باز کرده است؛ مثلاً درباره رخش و ریشه این نام می‌نویسد:
“… اُوالد به من حدس خود را اظهار کرد که رخش باید همان کلمه سامی Rahch باشد. البته باید اذعان کرد که این کلمه در بدو امر معنایی عمومی و جامع داشته است (در زبان عبرانی ظاهراً به اسب های اصیل اطلاق شده است…” (۱)
و یا درباره ریشه واژه “اکوان” می‌نویسد:
“من گمان می کنم که در کتاب مأخذ فردوسی، اکوان به جای اکومان نوشته شده بوده و یا آن که فردوسی آن را غلط خوانده و یا این که شاعر، که در نقل تمام اسم های شخصی اغلب به دلخواه رفتار کرده، این کلمه را هم ساخته است. حال آن که این همان کلمه اکومانو (اکومان) Akoman دشمن مخصوص وهومانو Vohumano (بهمن) است.”
چنین دیدگاه ها و حدس هایی درباره ریشه نام شخصیت‌های شاهنامه همچون رستم، رودابه، ضحاک و … نیز مطرح شده است که با به خاطر آوردن زمان و جایگاه این پژوهش‌ها، ارزش کار نلدکه و پیشگامی او در پژوهش های شاهنامه شناسی بیشتر برایمان آشکار می‌شود.
یکی دیگر از جذابیت های این کتاب، تسلط نویسنده بر آثار حماسی و ادبیات اساطیری سایر ملل و مقایسه شخصیت‌ها و رویدادهای شاهنامه با وقایع موجود در آن ها است که همین موضوع یکی از دلایلی است که این کتاب کم حجم را از ارزش ادبی و تحقیقی در خور توجهی برخوردار کرده است به گونه ای که خواننده و محقق علاقه‌مند را بر آن می دارد که نکته های پرمغز و مختصری که نلدکه در ضمن کتاب به آن ها اشاره کرده را پی گرفته و به یافته های و جدیدی دراین باره دست یابد. مثلاً او موضوع عمر طولانی قهرمانان و پهلوانان شاهنامه را با افسانه های مشابه سایر ملت ها مقایسه کرده و می نویسد:
“بسیاری از پهلوانان ملی به سن زیادی می رسند. از عمر شارلمانی در زمان جنگ رونسوال بیش از ۲۰۰ سال گذشته، پهلوان صربی مارکو اکرالیوتیس در ۳۰۰ سالگی می میرد، از عمر پهلوان روسی، ایلیا ۲۵۰ سال می گذرد، اما عمر رستم به ۵۰۰ سال می رسد و…”
مقایسه‌ها و نوع برداشت نلدکه از اسامی مشابه موجود در شاهنامه و تکرار آن ها در قالب شخصیت های گوناگونی که نقش آفرینان شاهنامه اند نیز بسیار شایان توجه است و نشان از مطالعه منابع متعددی همچون تاریخ طبری، مینوی خرد، لغت شاهنامه عبدالقادر بغدادی، لباب الالباب، چهارمقاله و … دارد.

33-1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *