انتشارات آریارمنا

انتشارات آریارمنا بر آن است تا کتاب‌های ارزندۀ تألیفی و ترجمه ای پژوهشگران ایرانی یا نیرانی را در زمینه‌های گوناگون ایران‌شناسی همچون باستان‌شناسی، تاریخ، فرهنگ و زبان های باستانی منتشر کند، کتاب‌هایی که برای شناخت تاریخ و فرهنگ گرانسنگ و ورجاوند ایران بسیار ارزشمند هستند. با توجه به پیوندها و ریشه‌های ژرف و عمیق فرهنگی میان ایران و جهانِ بشکوه ایرانی که از سده‌ها بلکه هزاره‌های دور و دراز برجا بوده است و در دهه‌های اخیر تلاش دشمنان بر آن بوده تا این پیوندهای ژرف را بگسلند و ریشه‌های عمیق را با تیشه برکنند، ایران فرهنگی که دل و دین به آن سپرده‌ایم از چشم دست‌اندرکاران انتشارات آریارمنا دور نمانده و چاپ کتاب‌های پژوهشی و ترجمه‌ای ارزنده دربارۀ جهان ایرانی یا ایران فرهنگی از اولویت‌های انتشارات آریارمنا است؛ باشد که از این راه پیوندهایمان پیوسته‌تر و ریشه‌هایمان ژرف‌تر شود. کتاب‌های انتشارات آریارمنا پیشکشی ناچیز است به ایرانیان، ایرانی‌تباران، ایران دوستان و همۀ مردمان جهان ایرانی که ایران و جهان ایرانی را از جان دوست‌تر می‌دارند.

اندیشه‌های مزدیسنی در متون پارسی باستان

به هنگام بحث و بررسی شاهنشاهی هخامنشی یکی از مسائل مهم که همچنان مبهم و بحث‌برانگیز است و میان ایران‌شناسان هنوز اجتماعی دربارۀ آن حاصل نشده، دین شاهان هخامنشی است. عمده‌ترین سؤال مطرح شده در این‌باره این است که آیا دین شاهان این سلسله زردشتی است یا خیر؟


دربارۀ دین کوروش و کمبوجیه و زردشتی بودنشان دشواری‌هایی وجود دارد؛ نخست اینکه از دوران این دو پادشاه متن چندانی به پارسی باستان باقی نمانده است تا بتوان بر اساس نوشته‌های ایرانی دربارۀ دین آنها نظر داد و از آنجا که اطلاعات ارائه‌شده از سوی هرودوت نیز یک قرن پس از مرگ کوروش بوده است و تا حد زیادی یونانی شده‌اند، نمی‌توان آن را با اطمینان پذیرفت. نکتۀ دیگری که پژوهشگران دربارۀ اعتقادات و باورهای دینی کوروش مطرح می‌کنند، مسئلۀ زمان زردشت است. در صورت پذیرفتن تاریخ سنتی ارائه شده در سنن زردشتی که زمان پیامبر را 258 سال پیش از اسکندر در نظر می‌گیرد، زردشتی بودن کوروش منطقی و قابل دفاع نخواهد بود؛ چراکه در این صورت کوروش و زردشت تقریباً در یک زمان می‌زیسته‌اند. اما برخی دیگر از پژوهشگران با رویکردی محتاطانه‌تر و با بیان اینکه پدران کوروش، آناهیتا را می‌پرستیدند، دربارۀ دین او و کمبوجیه با تردید سخن گفته‌اند.
دبارۀ داریوش با توجه به کتیبه‌ها و یادبودهای برجای‌مانده از او می‌توان با اطمینان بیشتری سخن گفت. تنها خدایی که داریوش در کتیبه‌هایش از آن یاد می‌کند، اهورامزدا است که خدای زردشت است. البته نباید فراموش کرد که اهورامزدا به عنوان خدای بزرگ در دین ایرانی باستان که در آن خدایان متعدد پرستیده می‌شدند نیز مورد احترام و تکریم بوده است. اهورامزدا در کتیبه‌های داریوش در کنار دیگر ایزدان و به عنوان بزرگ‌ترین آنها مورد پرستش قرار می‌گیرد.
با توجه به آنچه ایران‌شناسان دربارۀ دین شاهان هخامنشی گفته‌اند، می‌توان گفت بیشتر آنها دین اینان را زردشتی می‌دانند. بویس به یقین آنها را زردشتی می‌داند. کلنز نیز شاهان هخامنشی را زردشتی دانسته و می‌گوید دین زردشتی هخامنشی الزاماً مزدیسنای متأخر یعنی آنچه در اوستای جدید آمده، بوده است.
نویسنده در این کتاب به بررسی کتیبه‌های پارسی باستان و همانندی آنها با متون اوستایی پرداخته و سعی نموده است با ارائۀ شواهد و قراین زبانی به حل این مسئله بپردازد.
این کتاب از دو جهت دارای اهمیت است؛ نخست اینکه به بررسی سرچشمه‌ها و الگوهای سبک نوشتاری کتیبه‌های پارسی باستان پرداخته است و در این زمینه جزو متون برجسته و مرجع به شمار می‌آید. دوم آنکه با بررسی همانندی‌های میان بندهای متعدد کتیبه‌های پارسی باستان و بندهای متناظر آن در اوستا به ارائۀ راهکاری زبانی برای مسئلۀ مبهم دین هخامنشی و زردشتی بودن آنها پرداخته است.
در ابتدای کتاب نیز زندگینامۀ شروو نویسندۀ کتاب به قلم سیمز ویلیامز آورده شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *